Thursday, January 22, 2009

shadows

در سردترین شب خلقت ، سایه ها در حرکت بودند و هیچ نوری پیدا نبود. آنان بر مکان حکم می راندند و می خواستند حکمرانی زمان را نیز به دست گیرند. کسی یارای مقاومت نداشت. گاهی از گوشه کنار شب صدای سوزناکی بر می خاست که خبر از روبرو شدن انسانی با سایه اش داشت. سایه ها آزادانه در فضا می چرخیدند و در پی تسخیر روح هستی بودند. ترس بر همه جا سایه افکنده بود. آدمان می خواستند شب سیاه به صبحی سپید بگراید و سکوت شب شکسته شود اما انگار زمین از چرخش باز ایستاده بود


2 comments:

Vahid Mortazavi said...

سلام. خوب هستید؟ در مونترال همه چیز روبراهه؟ آدرس بلاگتون رو تو اورکات دیدم. چه عکسهای خوبی گذاشتین تو fliker.

امیدوارم همیشه پایدار باشید و پیروز

پی نوشت:
منو که شناختید؟ !

Azadé said...

salam Vahid, mamnoon be khatere commenti ke gozashti.

na "unfortunately" nashnakhtamet.